ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

39 هفته... وای...

1390/5/4 14:09
نویسنده : ندا
251 بازدید
اشتراک گذاری

سلام توپی

می گم چرا اینقدر دلتنگتم، خب حق دارم دیگه مامان، 39 هفته صبر و انتظار کم چیزی نیست که، فردا 38 هفته تموم می شه و وارد 39 هفته می شی... یعنی تو هم اینقدر منتظر هستی که بیای بیرون و مامانی و ببینی؟ یعنی تو هم اینقدر منتظر هستی که از اون جای تنگ بیای و توی آغوش مامانی جا بگیری؟ یا اینکه نه؟؟؟ پسرم خیلی از دوستای وبلاگیم که تقریبا سن بارداریشون با من بوده زایمان کردن و الان فرشته هاشون توی بغلشونه، خیلی براشون خوشحالم... منم دیگه خسته شدم و دوست دارم زودتر ببینمت... خیلی هوادار داریا، هممون منتظرتیم،بابا محسن که هرروز حالتو می پرسه و دوست داره توی این چند روز حسابی بزرگتر شی... دیروز دایی هادی می گفت که خودم پسرمامان و اولین بار می برم حموم، خاله ها هم می گن ما سر بغل کردنه ابوالفضل دعوامون می شه، مامانی و بابایی و کلا همه منتظرن عزیزم... فکر کنم نذارن خودم زیاد بغلت کنم، الهی من قربونت برممممممممممممممم....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (22)

مامان ساناز
4 مرداد 90 15:13
عزيزم انشاله به سلامتييييييييييييي به دنيا بياييييييييييي


مرسی خانومی
مامان نگین
4 مرداد 90 15:53
ندا جان سلام. امیدوارم خوب باشی. من به حالت غبطه می خورم خوش به حالت. منم خیلی دلم برا آقا طاهای گلم تنگ شده. می خواستم بگم ما رو هم به آمار طرفدارای آقا ابوالفضلت اضافه کن. روزهای شادی رو برات آرزو دارم.


سلام دوست جونیم، شما که از دوستان درجه ی یک ابوالفضلمین
مامان جون
4 مرداد 90 19:08
سلام ندا جون
دیگه چیزی نمونده
من که پیشاپیش تبریکامو می گم انشالله قدمش برات پر باشه از خیر وشادی
چون میدونم که وقتی ابوالفضل جون بدنیا بیاد
کم پیدا میشی
روزهای باقیمانده رو خوب استراحت کن که دیگه زندگیت فرق میکنه


سلام، راست می گیا، باید حسابی استراحت کرد
ازت خیلی ممنونم
مامی مائده
4 مرداد 90 19:30
وای با این اوصاف چه پسر لوسی میشههههههههههههههه


آره فکر کنم
غزلک*مامان فسقلی*
4 مرداد 90 19:47
سلاااااااام ندا جون، خوبی عزیزم؟ چه میکنی با بی قراری؟
من هر روز میام اینجا... منتظرم بیای و بگی که به سلامتی فارغ شدی
مواظب خودت و گل پسر باش. ایشالا این روزای آخر رو هم به سلامتی بگذرونی


مرسی گلم، خیلی لطف داری
مامان پارسا جون
4 مرداد 90 23:03
سلام گلم
اینو بدون که هیچ کس به خودتون مهلت نمیده کوجولوتونو بغل کنید پس الان که توی شکمته تا میتونی حالشو ببر


سلام، واییییییییییییییییییییییییی
محبوبه
5 مرداد 90 1:42
لحظات زیباییست آخرین لحظات انتظار
توکل به خدا کن و منتظر آن لحظه ناب و فراموش نشدنی باش عزیزم


حتما، عزیزم
مامان تربچه
5 مرداد 90 9:18
سلام ندا جونم
امروز چهارشنبست
چه خبر؟؟؟


سلام، امروز دیگه همه چیز مشخص می شه
تاریخ زایمانم
خبر می کنم
نگار
5 مرداد 90 12:28
واي دختر تو هنوز زايمان نكردي؟؟ اومدم عكس آقازاده رو ببينم ديدم نخير انگار ميخاي طبيعي زايمان كني آره؟ پس هنوز كلي وقت داري؟ منتظر گل پسرت هستم از طرف من ببوسش


سلام، نه بابا سزارینه، 10 تا12 مرداده
نی نی توپولی
5 مرداد 90 14:27
وای یه مامان دیگه که در انتظار نی نی ماهشه سلامممممممم...


سلاممممممممممممم
مریم مامان پینگیل
5 مرداد 90 15:41
ندا جون دنیا میاد غصه نخور شایدم الان که من نظر میزارم بیمارستان باشی خدارو چه دیدی؟


سلام، نه بابا حداقل یه 5 روزی مونده به زایمانم
محمد حسین عشق جاودان
5 مرداد 90 16:14
سلام عزیزم چشم رو هم بزاری پسرگل و قشنگت تو بغلت عزیزم .این روزهای گرم رو با خاطرات گرم و شیرین بارداری به دیروز میسپاری می بوسمت وامظب خودتون باشین


مرسی عزیزم
نیلوفرآبی(خاله)
5 مرداد 90 16:16
سلام.ممنون از اینکه به ما سر زدید . آخی خیلی ذوق کردم از دیدن این وبلاگ . آخه چیزی به زایمانتون نمونده دیگه . تو پستای قبلی داشتم نگاه میکردم دیدم تاریخ ازدواجتون با ما یکی هست! ما 29 تیرماه 88 که مصادف بود با مبعث عقد کردیم و 5 مرداد 89 رفتیم خونه ی خودمون . پس ما خیلی تنبل بودیم که تا حالا بچه دار نشدیم !!!!!!!!!!!!!!! چون شما اولین کسی بودید که نظر گذاشتید با افتخار لینک شدید . اخبار ابولفضل کوچولو رو دنبال میکنم ببینم این پسمله کی به دنیا میاد . ایشالا خیلی منتظرتون نذاره و زایمان راحتی هم داشته باشید .
مامان آینده
5 مرداد 90 16:20
سلام
نمیدونم نظرم چرا پرید ؟؟؟؟ کلی چیزی نوشته بودم
ممنون از اینکه به ما سر زدید . چون اولین نظر دهنده بودین با افتخار لینک شدین
ایشالا این کوچول موچولو هم زودتر به دنیا بیاد .
راستی ما هم در 29 تیر ماه 88 عقد کردیم . بازم بهمون سر بزنین....
اخبارو دنبال میکنما . ببینم کی دنیا میاد ابولفضل کوچولوتون . ایشالا زایمان راحتی داشته باشین


مرسی مامان آینده منم شما رو لینک می کنم البته با افتخار
faeqeh
6 مرداد 90 0:44
salam dost joni bebinim niniye kodomemon zodtar miyad
baran ya abolfazl


آره خیلی مهیجه
نازنین نرگس نفس مامان
6 مرداد 90 2:32
توپ قلقلی چسبیدی به مامانی و انگار نمیخوای بیای ما روی ماهت رو ببینیم بخور و بخواب دیگههههه


آره جا خوش کرده
مامان سید ابوالفضل
6 مرداد 90 2:50
سلام عزیزم 39هفتگیت مبارک انشالله به سلامتی دنیا بیاد
بوسسسس


سلام، مرسی، ماچچچچچچچچچچچچچچچ
مامانی کسرا
6 مرداد 90 8:17
تا چشم روی هم گذاشتیم دیدیم هفته آخر شد!!!
انشاالله به سلامتی بدنیا بیاد


ممنونم
خاله منا
6 مرداد 90 12:26
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عزیز خاله
پس کی میای؟ بابا مردیم از چشم انتظاااااری
خاله جون واقعاً دیگه همه بی صبرانه منتظر حضور پاک بهشتیت هستیم
ایشاالله به سلامتی به دنیا بیای خوشگل پسمل


سلامممممممممممممممم، چشم خاله ای ، قول میدم بیام
مامان پویان
6 مرداد 90 12:50
سلام ، خوش بحالت که زایمانت اینقدر نزدیکه و به زودی ابوالفضل جون رو تو بغل می گیری ، انشالله که به سلامتی به دنیا می یاد


سلام، میگی نزدیکه ولی نمی دونم چرا نمی گذره؟؟؟!!!
مریم خاله ، خاله ی مهربون
6 مرداد 90 14:05
سلام فرشته جون خوبی الحمد لله؟
فرشته جون سعی کن که زودی بیای مثل فرشته های دیگه بپری بغل مامانی و باباییت
واقعا که هوادارات زیادن
دوستت داریم
دیگه داری کم کم بزرگ میشی هااااااااا



سلام خاله جونی، میام بغلت کلی بوست می کنم و بهت می چسبم، خصوصا موقع خواب
مامان ماهان
6 مرداد 90 14:29
دوست جونم تا چشم به هم بزنی میبینی که شاهزاده کوچولو تو بغلته و داری نوازشش میکنی


ایشاالله